هيچ دانه صنوبري در دل خاک ، از صنوبر شدن نااميد نمي شود و تاريکي و سکوت اعماق دلواپسش نمي کند. در بطن جنگل ، بين همه درختهايي که پيشاني هاي سبزشان را به خورشيد رسانده اند، بي صدا، سر از خاک بيرون مي آورد.
سالها مي گذرد تا نهال شود. گاهي باران هاي سيل آسا خاک روي ريشه هايش را مي شويند، آفتاب تند برگ هاي نازکش را مي سوزاند و طوفان ها تن نحيفش را وادار به تعظيم مي کنند، ولي روياي صنوبر شدن را نمي توان از سرش بيرون کرد تا روزي که درختي تنومند مي شود، درختي که شانه هايش پناه طوفان زدگان است.
بسياري از ما با اولين طوفان هاي زندگي ، خيال صنوبر شدن را از خاطر مي بريم و آرزو مي کنيم به دل خاک برگرديم. فرق آدم ها و بذرها در همين است.
بذرها از حقيقت وجود خود اطمينان دارند، در حالي که آدم ها هيچ اعتمادي به خود ندارند. با آن که واژه اعتماد به نفس کلمه اي نيست که احتياج به شرح و تجزيه و تحليل داشته باشد، اما تقريباً تمام محققاني که درباره اين بخش از شخصيت بشر نوشته اند، چند سطر اول را به معني آن اختصاص داده اند.بعضي ها مي گويند اعتماد به نفس يعني انتظاري منطقي و معقول براي پيروزي ؛ البته پيروزي اي که با مهارت هاي فردي شخص در ارتباط است.
برخي نوشته اند اعتماد به نفس نيرويي است براي جذب ، ترغيب ، تاثير گذاشتن بر ديگران و توفيق در مناسبت هاي اجتماعي و فردي. کساني هم هستند که معتقدند اعتماد به نفس يعني اين که بتواني به مکاني پر جمعيت پا بگذاري ، حتي اگر لباس هايت معمولي باشد، گپ بزني ، در شادي ديگران سهيم شوي و باور کني با يک لبخند و رفتار دوستانه مي توان ديگران را جذب کرد و تعاريفي از اين قبيل که در اعتماد به نفس جزو مشترک شخصيت تاجران موفق ، قهرمانان ورزشي ، دانشمندان و همه کساني است که خوش درخشيده اند و...
تمام کساني که به نوعي از اين ويژگي نوشته اند، باور دارند اعتماد به نفس هميشه با آدم ها متولد نمي شود و گاه بايد آن را آموخت.
تعریف شما از اعتماد به نفس چیست؟


