آزادی... مثل همیشه...
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است
که مزد گور کن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد.
احمد شاملو
مقدمه ای خواهد بود برای سخنی که روزی خواهم گفت
Copyright © 2008 - Designed by : Helma and Maryam


